تبليغاتX
مافیاكش
وبلاگ انتقادي
بنام خدا

دوستان سلام

ديروز يك مطالعه اي در مورد اين مطلب داشتم بد ندونستم كه شما هم در مورد اين مطلب بدونيد. مطلب جالب و آموزنده اي است توصيه مي كنم مطالعه كنيد.


در حال حاضر شيطان پرستي در دنيا توسط 3 عامل يا حامل وارد كشورها مي شود:

1- كليساي شيطاني

2- جادوگري

3- موسيقي بلك متال (Black Metal)


كليساي شيطان:

اولين كليساي شيطاني را آنتوان زندورلاوي در سال 1966 بنيان نهاد. در افكار و عقايد او انسان محور و مركز عالم هستي است و انسان را حاكم بر خدا و شيطان مي داند

او قواعد 11 گانه و گناه هاي 9 گانه اي را براي شيطان پرستان تنظيم كرده است ولي اعمال و رفتار اين افراد اصلا با اين قواعد سازگار نبوده و داراي تناقض مي باشد. مثلا در مورد قتل ، تجاوز، قرباني كردن، حيوان آزاري، و ... آنتوان لاوي آنرا قبول نداشته است ولي در حال حاضر مراسم شيطان پرستي چيزي جز انجام اين اعمال نمي باشد.

آنها معتقدند كه چون ما خودمان خدا هستيم پس هر كاري كه دلمان خواست انجام مي دهيم. ولي جاي تعجب دارد كه اگر آنها خود خدا و آزاد از هر چيز مي دانند پس چرا قوانين و مقرراتت و گناهاني براي پيروان خود ايجاد كرده اند.

جادوگري:

جادوگري قرنهاست كه در اروپا و غرب رواج دارد. آنها تلاش دارند كه با ارتباط با ارواح مردگان، اجنه يا شياطين به قدرتهاي ماورائي شيطاني دسترسي يابند. در قرون وسطي عده زيادي از جادوگران توسط كليسا سوزانده شدند چرا كه كليسا معتقد بود آنها در پي ارتباط با شياطين قادر به دخالت در امور مادي و دنيوي هستند و نيروهاي غيرمادي خود را از منابع پليد  بدست مي آورند. در حال حاضر جادوي سياه (Black Magic)  يكي از اركان اصلي شيطان پرستان است و در كشورهاي آمريكا و انگلستان علاقمندان بسياري دارد.


موسيقي بلك متال:

دو دروازه كليسا و جادوگري جهت تبليغات خود در سطح جهان داراي محدوديتهاي فراواني هستند. براي مثال كليساهاي شيطان تنها در چند كشور جهان موجود است و يا در مورد جادوگري كه تنها كشورهاي غربي از آن استقبال كرده اند و كشورهاي شرقي بدليل عدم همخواني زبان آن با فرهنگ شرق اصلا از آن استقبالي نكرده اند. حال اينكه موسيقي بلك متال در همه كشورهاي دنيا مخاطب و علاقه مند دارد و اين بخاطر آن است كه موسيقي، زباني است بين المللي و داراي ظرافتهاي هنري فريبنده و اغوا كننده است كه مي تواند به راحتي بر احساسات مردم تاثيرگذار باشد.علت ديگر هم راحتي دسترسي به آن است. 

از نظر تعاليم و اعتقادات كليساي شيطان و موسيقي بلك متال اختلافات زيادي دارند:

براي مثال در كليساي شيطان، آنتوان لاوي قوانين 11 گانه و گناهان 9 گانه منظور كرده است در حاليكه در موسيقي بلك متال همه جور جرم و جنايتي انجام مي پذيرد و هيچ استثنا و مورد نهي شده اي وجود ندارد.

تناقض ها و اختلافات در موسيقي بلك متال به مراتب از كليساي شيطاني بيشتر است. چرا كه در آن بخاطر گستردگي مخاطب و تعداد بسيار زياد گروهها در همه كشورهاي جهان، هركسي ساز خودش را مي زند.

در اين موسيقي جهت بالا بردن تعداد مخاطبان و به تبع آن ميزان فروش كاست ها، خوانندگان و نوازندگان دست به هر كاري مي زنند. براي همين صحنه موسيقي اين گروه ها محل اجراي همه نوع نمايشي شده است. مثلا يك گروه بر روي صحنه خود زني مي كند، گروه ديگر خونخواري مي كند، آتش زدن انجيل ، انجام اعمال جنسي منحرفانه و .... البته عجيب و غريب بودن اين گروهها تنها در صحنه و دكوراسيون نيست بلكه در محتوا نيز چنين است.

مثلا خواننده اي خود را ضد خدا معرفي مي كند. ديگري ضد دين ، ضد انسان ، ضد زن ضد دولت و ضد جنگ و ...

مثلا ضد بشر سعي مي كند در اشتعار يا كليپهاي خود اين تفكر را تبليغ كند كه مثلا ما بايد خود كشي كنيم يا اينكه بايد نسل بشر را از ميان برد و از اين دست تفكرات. البته اين تفكرات بيشتر توسط خوانندگان و نوازندگان تبليغ مي شود و بيشتر توسط مخاطبان آنها عملي مي شوند. خوانندگان پس از اجرا سوار ليموزين خود شده و در ويلا لحظات مفرحي را سپري مي كنند و اين مخاطب كم سن و سال است كه تحت تاثير مشكلاتي را براي خود و جامعه بوجود مي آورد. مثلا ضد زنها اقدام به دزديدن يا كشتن زن و دخترها كرده و يا ضد بشرها اقدام به خودكشي دسته جمعي مي كنند.

البته همه گروه هاي موسيقي متال شيطاني نيستند حتي تعداد انگشت شماري معتقد به خدا نيز هستند. يا اينكه بعضي از گروهها مثل متاليكا در اشعار خود مسائل و مشكلات اجتماعي و سياسي روز را مطرح مي كنند. مثلا گروه سپولترا كليپي بنام سرزمين ساخته كه در آن از ظلم اسرائيل عليه ملت فلسطين سخن گفته است.

موسيقي متال در ابتداي شكل گيري آن، برخلاف زمان حال نوعي موسيقي ضد جنگ بوده كه تم اصلي آن مبارزه با دولت آمريكا و جنگ طلبي هاي آن بوده است.

موسيقي متال داراي زير سبكهاي مهمي مانند هوي متال، دث متال، تراش متال، بلك متال و ... است.

هوي متال نسبتا از نظر محتوائي نسبت به سبكهاي ديگر ملايم تر است ولي از جنبه كفر و شرك هيچ سبكي به پاي بلك متال نمي رسد.

موسيقي بلك متال در دنيا بزرگترين پايگاه شيطان پرستي است به حدي كه حتي جادوگري و كليساي شيطان نيز به پاي آن نمي رسند.


شيطان پرستي در ايران

شيطان پرستي در ايران تنها از طريق موسيقي بلك متال طرفداراني جذب خود كرده است.

اين نوع شيطان پرستي از طرف شيطان پرستان واقعي به نام شيطان پرستي تفنني شناخته مي شود زيرا بعضي از خصوصيات و اصول شيطان پرستي كليسائي را ندارد. البته در ايران شيطان پرست واقعي نيز وجود دارد كه عمدتا با خارج از كشور در ارتباط هستند.

علاقه مندان به موسيقي متال به دو گروه تقسيم مي شوند

1- گروهي كه شيطان پرست نيستند و علاقه مند به اين موسيقي هستند.

2- گروهي كه  شيطان گرا هستند و علاقه مند اين موسيقي نيز هستند.

علت علاقه مندي به اين موسيقي ها

عموما جوانان به علت در مجاورت قرار گرفتن با اين موسيقي به آن علاقه مند مي شوند و كمتر مي توان گفت كه به اين موسيقي استعداد ذاتي وجود دارد چرا كه اين موسيقي ها با فطرت انساني همخواني ندارند و با آن در تعارض است.

حتي بعضي از افراد به اين موسيقي علاقه ندارند و فقط جهت جلت توجه وانمود به علاقه مي كنند

مرحله دوم جذابيتهاي رسانه اي اين نوع موسيقي است.(خشونت، سكس و ...) در مرحله بعدي فضاهاي جنسي اين موسيقي هاست كه علاقه مندان از طريق آن مي توانند وارد محيطهاي پر خطر شوند و در مرحله بعدي، روحيه اعتراض، عصيان، انكار و ... نهفته در اين موسيقي هاست.

چگونگي ورود به اين موسيقي ها

بيشتر جوانان از گروه هاي ساده و كم خطري مانند متاليكا(هوي متال) كه بيشتر داراي اشعار اجتماعي است شروع مي كنند اما كم كم تحت تاثير تحريك و تشويق دوستان به گروه هاي پر خطر بلك متال وارد مي شوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 12:18  توسط مافیاکش | 


بنام خدا

دوستان سلام 

امروز يه مطلب دردناكي را در يك مجله خوندم كه آنرا با شما نيز در ميان مي گذارم. البته هر چند اين مطلب طولاني است ولي براي بنده آنقدر دردناك بود كه زحمتي براي بازنويسي آن برايم نمود نمي كرد.

مي دونم مطلب يه كم طولاني است ولي ارزش اين شاهكار بيش از اين حرفهاست. لطفا بخونيدش.


بررسي روند پرونده جنجالي مترو اصفهان و اتفاقات اخير آن

نوشدارو و مرگ سهراب

شايد سن من و دوستانم آن قدر نباشد كه نابودي "حمام خسروآقا" را به چشم ديده باشيم، ولي شنيده ايم و خوانده ايم كه مي گفتند حمام را براي احداث يك خيابان در دل بافت تاريخي شهر خراب كردند.

براي نابودي حمام خسرو آقا ، يك بار در سال 1358، در سر ستونهاي سنگي اين حمام ماده منفجره كار گذاشتند كه بعد از انفجار، ستونها ريخت ولي به واسطه مرمت صورت گرفته در اين حمام ، سقف آن ريزش نكرد. به نظر اتفاق خوبي نمي رسيد چون مديران شهري وقت را مجبور به استفاده از لودرها و ماشين هاي سنگين در مرحله دوم تخريب در سال 1374 براي تكميل پروژه كرد و همه چيز تمام شد. آري سهراب زخمي شده در مرحله اول، در مرحله دوم بدون نوشدارو قرباني احداث يك خيابان در بافت تاريخي شهر شد.

سالها گذشت و سنت كهن مرگ سهراب و رسيدن نوشدارو پس از مرگ آن، در خفا و يا آشكارا در گوشه گوشه ي اين شهر كهن اجرا شد. حالا ما هم بزرگتر شده ايم و چشمان خود را باز كرده ايم تا برحسب رسالتي كه داريم ، از جان سهرابهاي شهر ديده باني كنيم. به آنجا رسيديم كه صحبت از پروژه احداث مترو اصفهان به ميان آمد. بدون ترديد خبر خوشايندي براي همه مردم بود، چون با وجود مترو تحولات چشمگيري در حمل و نقل شهري بوجود مي آمد.‌ [مافياكش: اما به چه قيمتي؟!]

تا اينكه مسير عبور مترو مشخص شد و اولين نكته مشهود در آن، هدف گرفته شدن بافت تاريخي شهر اصفهان توسط اين مار آهنين بود. آري مترو اصفهان طبق نقشه طراحي شده مسئولين [مافياكش: احمق] شهري بايد چهارباغ عباسي تا هزار جريب را كه محور تاريخي شناخته شده اي بود و شامل ده ها اثر تاريخي مي شود، در نوردد.

از همان ابتدا در خصصوص آسيب ديدن چهارباغ و بافت تاريخي آن با حفر تونل مترو و عبور آن، گفتيم و گفتيم و گفتيم تا با تصويب مصوبه اي در شوراي عالي ترافيك در سال 81 ، عبور مترو از خيابان چهارباغ عباسي منتفي شد. مصوبه اي كه حتي اصلاحيه آن در سال 85 نيز ماهيت آن را تغيير نداد. خوشحال و سرمست بوديم كه به موفقيتي بي نظير و دري گرانبها دست يافته ايم چون باعبور مترو از خيابان شمس آبادي، هم خيابان چهارباغ عباسي و آثار ارزشمند تاريخي موجود در آن مانند مدرسه چهارباغ و غيره از آسيب مصون مي ماند و هم مترو با فاصله اي مناسب از پل تاريخي سي و سه پل عبود ميكرد. ولي اينگونه نشد، در مورد دلايل آن زياد فكر كردم و اشتباهاتي كه در اين بين رخ داد. بايد اعتراف كنم نمي دانستم اراده اي مافوق اراده شوراي عالي ترافيك كه رياست آن را رئيس جمهور برعهده دارد، در شهر اصفهان وجود دارد و مصوبات اين شورا را، آنگونه كه مي خواهد تفسير مي كند.

مصوبه شوراي عالي ترافيك را آنگونه كه خواستند خواندند و حفاري در چهار باغ عباسي را آغاز كردند. تعدادي از دوستداران ميراث فرهنگي به دادگاه شكايت بردند و اين دادگاه، حكم توقف عمليات حفاري را صادر كرد. اعتراف مي كنم كه در اينجا هم نمي دانستم اراده اي وجود دارد كه حتي از نقض حكم مقام قضائي نيز ابائي ندارد!

سر برنده دستگاه حفار، تراشيدن خاك قديمي ترين و تاريخي ترين خيابان كشور و اولين خيابان دوطرفه جهان را آغاز كرد و عليرغم همه اعتراض ها، به پايان رساند تا پرونده مربوط به آن به تاريخ سپرده شده و قضاوت در خصوص آن نيز به تاريخ ارجاع شود.

چهارباغ عباسي توسط ماشين حفار درنورديده شد و پروژه متر خط شمال-جنوب اصفهان به حساس ترين نقطه در طول مسير خود رسيد. جائي كه مشهورترين پل ايران يعني الله وردي خان (سي و سه پل) با بيش از 400 سال سابقه تاريخي محكم و استوار ايستاده است.

اهميت و حساسيت مساله در حدي بود كه افكار عمومي انتظار داشته باشند حفاري در اين نقطه با دقت و حساسيت فراوان و نظارت كارشناسان ملي و بين المللي صورت گيرد.

در اينجا باز هم بايد اعتراف كنيم!

اعتراف مي كنم بيشترين دغدغه اي كه در خصوص عبور مترو از نزديكي سي و سه پل داشتيم، ايجاد لرزه توسط دستگاه حفار در زمان حفاري و حركت مترو در زمان راه اندازي بود كه اين لرزه ها را براي اين پل تاريخي مناسب نمي دانستيم.

نمي دانستم سوء مديريت، پي سي و سه پل را هدف گرفته است! نمي دانستيم در اين نقطه حساس به قدري با دقت عمل مي شود كه 30 رينگ (معادل 40 متر) اشتباه حفاري مي شود! و رئيس سازمان قطار شهري اصفهان اين انحراف را امري طبيعي دانسته و حفاري در كنار سي و سه پل را با حفاري در تونلهاي آب و فاضلاب مقايسه مي كند!

نمي دانستم دستگاه حفار كه بايد حفاري هر رينگ از مسير را در شرايط عادي در اين شرايط، حداكثر در دو ساعت انجام دهد، حفاري يك روزه داشته و با مصالحي شبيه پي يك سازه مواجه شده است تا حدي كه سر برنده آن خم شده و كسي نبود كه بگويد چرا؟

نمي دانستم حفاري در اين نقطه براي اين مديران به قدري مهم بوده است كه بر اساس گزارش شركت نقشه بردار آلماني پروژه يعني VMT ، مانيتور نقشه برداري دستگاه حفار تونل شرقي معيوب و ويروسي بوده است و عيبهاي فني ديگر كه همه ناشي از بي توجهي مديران است!

نمي دانستم حضور و نظر بازرسان و كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي به قدري جدي بوده است كه در زمان بازديد آنان، كارگاه را تعطيل مي كرده اند و حتي به دليل حضور اين بازرسان، شماره و تاريخ سگمنت ها را پاك مي كرده اند تا به اين بازرسان بگويند اينجا كار تعطيل است و پيش روي نداريم كه نيازي به بازرسي شما باشد!

اينجا اصفهان است. شايد اينجا اصفهان بود!

نوشتند كه مترو سي و سه پل را تهديد نمي كند و شايعات افراد غير مسئول است كه تهديد كننده سي و سه پل است. به آنان بايد گفت چرا مقامات مسئول دو ماه سكوت كردند و در خصوص اين انحراف و اين مشكل بزرگ هيچ سخني به زبان نياوردند و فقط پنهان كاري كردند تا امروز به قول شما "افراد غير مسئول" مجبور به پرده برداشتن از قضيه شوند. چرا اگر عبور مترو تهديد كننده سي و سه پل نبوده، رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري از كار خود بركنار مي شود.

نوشتند "اعضاي شوراي اسلامي شهر اصفهان بر روي عمليات حفاري مترو اصفهان نظارت داشته اند و دارند" به آنان بايد گفت پس چرا تا قبل از انتشار اخبار مربوط به اين قضيه توسط افراد به اصطلاح شما "غير مسئول" ، بسياري از اعضاي شوراي شهر اصفهان از اين مساله كاملا بي اطلاع بودند؟ و حتي يك روز بعد از انتشار خبر، اين قضيه از سوي سخنگوي كمسيون عمران شوراي شهر اصفهان تكذيب شد؟

بافرض درست بودن اين صحبت، اين نظارت در چه سطح كيفي بوده است كه از ايجاد اين همه مشكل فني جلوگيري نشده است؟ چرا فقط آموخته ايم كه همه چيز را توجيه كنيم؟

به خبرنگاران در كنفرانس مطبوعاتي رئيس سازمان قطار شهري گفتند شما در جايگاهي نيستيد كه ما را متهم كنيد. به آنان بايد گفت خبرنگار چشم و گوش مردم است و وظيفه ديده باني و دفاع از حقوق مردم را به عهده دارد. او به عنوان زبان مردم آزاد است در برابر سوء مديريتها بايستد و فرياد بزند "من متهم مي كنم". پس اگر جايگاهي براي او تعريف نمي كنيد يعني حقي براي ديده باني مردم قائل نيستيدو به بالا دست بودن مردم در نظام اسلامي بي اعتقاديد.

ديگر رمقي براي ادامه دادن اين خواندن ها و نوشتن ها نمانده است. به ياد "حمام خسرو آقا" افتادم و شهراب نوشدارو نيافته.

اين بار سهراب داستان ما يعني سي و سه پل، دو ماه است در دل خاك اصفهان زخمي شده است، ولي زحمي شدن او را از ديگان مردم پنهان كردند و مي كنند. بيائيد تاسنت قديمي نوشدارو نرسيدن به سهراب را بشكنيم و اين بار زودتر از لودرها به سهراب برسيم!

دريغ است ايران كه ويران شود...

منبع: ماهنامه پزشكي اجتماعي زندگي سالم. مهر ماه 88 شماره 32

نويسنده مقاله: ايمان حجتي


لينكهاي مرتبط:

 با سی وسه پل وداع کنید وعکس یادگاری بگرید

حفاری اشتباه درمسیر متروی اصفهان / احتمال نشست سی و سه پل

حفاری اشتباه درمسیر متروی اصفهان 

تخریب سی و سه پل به دلیل انحراف مترو در اصفهان


اصفهان فقط متعلق به اصفهانيها نيست. بلكه متعلق به تمام ايرانيان و همه جهان است.

به اين فكر مي كنم كه با اين همه حماقت آيا بايد به ايراني بودن خود افتخار كنم؟؟!!

دوستان واقعا از اين مسئله ناراحت و نگران هستم. آيا كسي هست كه تا قبل از اينكه دير شود راه و چاره اي بداند؟

به نظر من هر کسی به اندازه توان خودش مسئول است و باید جلوی این فاجعه را بگیرد. یک پیشنهاد و اون اینکه هر کدام از شما یک ایمیل به برنامه 20:30 بزنه و از این موضوع ابراز نگرانی کند و خواستار پوشش خبری این مساله شود. فکر کنم این حداقل کاری است که می شه کرد. در زیر هم ایمیل و هم شماره تلفن روابط عمومی صدا و سیما را گذاشته ام. یادتون نره ها. نترسید نمی کشندتون.

تلفن گويا:‌22012662 

ایمیل: sima2@irib.ir , 2030@iribnews.ir

 ياحق

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 13:13  توسط مافیاکش | 

بنام خدا

دوستان سلام 

سال جديد تحصيلي را به همه به ويژه به دوستان مدرسه اي و دانشگاهي تبريك عرض مي كنم.

حقيقت من اين ترم ، ترم پر كاري خواهم داشت و نمي توانم به آن صورت به لاگ سر بزنم. هر از چند گاهي سركي خواهم زد و مطلب جديد خواهم گذاشت ولي انتظار فعاليتهاي قبلي را فعلا نداشته باشيد. از اين بابت عذر خواهي مي كنم.


و اما مطلب اين پست ، هر چند كه چند روزي است كه گذشته ولي نظر خودم را در رابطه با اين قضيه خواهم نگاشت.

همان طور كه مستحضريد جناب دكتر احمدي نژاد چند روز پيش در اجلاس عمومي سازمان ملل شركت كرد و يك مطلبي كه جلب توجه مي كرد ترك نمايندگان كشورهاي اروپائي در حين سخنراني رئيس جمهور كشور عزيزمان بود كه مورد توجه و انتقاد و تمسخر مخالفين دكتر است.(منظورم از مخالفين، بيشتر افراد معمولي جامعه است). و حتي دوستان خود بنده به تمسخر و طعنه مي گفتند:

"چند تا سياه سوخته و كشور درپيت نشستند حرفهاي رئيس جمهورتون را شنيدند. همه سازمان ملل را ترك كردند."

و چهار تا كشور اروپائي را همه قلمداد كرده اند!!

قبل از اعلام نظر خودم در اين مورد توجه شما را به يك نكته كه در پستهاي قبلي هم آنرا نگاشته بودم جلب مي كنم. و آن اينكه :

هر كس از تاريخ بي اطلاع است محكوم به تكرار تجربيات تلخ آن است.

 و اما نظر اين حقير و ارتباطش با جمله قصار مذكور:

اگر تاريخ را كمي ورق بزنيد و در مورد آن تامل كنيد مشاهده خواهيد كرد كه پيشرفت و قدرت گرفتن اسلام در ابتداي رسالت حضرت رسول (ص) بيشتر با كمك و ياري افراد فقير و ستمديده جامعه صورت گرفته است و افراد قدرتمند و صاحب نفوذ كمي در ابتداي پيشرفت و قدرت دين نو ظهور اسلام حضور داشته اند.

همين قضيه را دقيقا مي توان در شرايط فعلي مشاهده نمود و آنرا تطبيق داد. مسائل ديگر از جمله تحريم اقتصادي را مي توان با قظيه شعب ابيطالب تطبيق داد.

به نظر بنده عقايد بعضي از افراد كه با ديدن تحريم سخنراني دكتر احمدي نژاد به وسيله كشورهاي اروپائي و آمريكا و پيشرفته نا اميد شده و وضعيت موجود را به باد انتقاد مي گيرند كاملا ساده لوحانه است و اين افراد مي بايستي در اين باره تجديد نظر كنند.

نظر بنده هم در رابطه با سخنراني اين است كه سخنراني دكتر احمدي نژاد يك سخنراني منحصر به فرد بود. از اين لحاظ كه تنها شخصيتي كه اعمال آمريكا و ساختار سازمان ملل را مورد سرزنش و نقد قرار داد ايشان بودند(البته فكر مي كنم). خوب اگر كسي تحمل شنيدن حرف حق را ندارد اين اشكال به خودش وارد است نه به نقد كننده.

منتظر نظرات شما خوبان هستيم.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 23:37  توسط مافیاکش | 

بنام خدا

دوستان سلام 

امروز چند تا خبر كه به نظر خودم قابل تامل بود را از سايت رجانيوز براتون اينجا مي گذارم.

نظر هم يادتون نره.


خبر اول:

امواج خروشان ملت تفرقه‌افكنان را بلعيد

امواج خروشان ملت ايران به ويژه در شهر تهران تفرقه افكناني را كه طي يك ماه اخير مشغول سازماندهي به منظور اختلال در راهپيمايي پرشكوه روز قدس بي‌نتيجه ماند و صدها هزار نفر از مردم در صفوف به‌هم فشرده فرياد مرگ بر اسرائيل سر دادند.

مردم در تهران از مسيرهاي هفت‌گانه در اين اجتماع عظيم مردمي حضور يافتند و يك صدا عليه ر‍ژيم صهيونيستي و در تقويت آرمان ملت فلسطين شعار وحدت سردادند.

مهدي كروبي در ميدان فلسطين تهران هنگامي كه از خودروي خود پياده شد با شعار مرگ بر منافق راهپپيمايان مواجه شد كه همراهان كروبي در اقدامي ناشايست به سمت مردم گاز اشك آور پرتاب كردند و وي را سوار ماشين كرده و از محل خارج شدند.

همچنين ميرحسين موسوي در چهارراه ولي‌عصر(عج) در جمع حدود 100 نفر از هوادارانش حضور يافت اما دقايقي بعد از محل خارج شد.

اخبار درگيري هاي پراكنده در بلوار كشاورز از سوي حدود 200 نفر از افرادي كه با رنگ سبز حاضر شده اند نيز مخابره شده است و به نظر مي رسد اين افراد قصد دارند به هر نحو ممكن در صفوف صدها هزار نفري ملت اخلال كنند.....

[مافياكش: واقعا من نمي دونم اينها از جون اين مملكت چي مي خوان. منافق و خائن و يا نادان كه شاخ و دم نداره.]


خبر دوم:

کروبی ده‌ها میلیارد تومان از اموالش را از ایران خارج کرد

یک منبع آگاه گفت: مهدی کروبی بخشی از اموال خود را از ایران خارج کرده است.

به گزارش رجانیوز، این منبع آگاه افزود: بررسی عملکرد مالی 5 شعبه صرافی مستقر در جزیره کیش نشان داد که مهدی کروبی از 6 تیر لغایت 18 شهریور 88 طی 38 مرحله، مبلغ 24 میلیون و 829 هزار و 480 یورو را به خارج از کشور انتقال داده است.

وی ادامه داد: در حال حاضر عملکرد مالی واسطه هایی که نقل و انتقالات پولی کروبی را کارسازی کرده اند، به دقت در حال بررسی است.

این منبع آگاه تأکید کرد: پرونده ای برای این نقل و انتقال ارزی در حال تشکیل بوده که پس از تکمیل به مراجع قضایی و امنیتی ارجاع خواهد شد.

وی در پایان گفت: با توجه به این حجم بالای نقل و انتقال ارزی، احتمالاً کروبی قصد خروج از ایران را دارد که بر همین اساس لازم است وی در اولین فرصت ممنوع الخروج شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 13:58  توسط مافیاکش | 

بنام خدا

دوستان سلام 

پس از يك تاخير چند هفته اي دوباره در خدمت شما هستم. مشكلات مگه مي گذارد.

تو اين فكر بودم كه چطور شروع كنم. يك متني را روي اينترنت پيدا كردم بدم نيومد براي شما بگذارم. هرچند اين موضوع به چند سال پيش بر مي گردد ولي گفتم بد نيست بعضي شخصيتها را بهتر بشناسيم و بيخود به اونها افتخار نكنيم. معقوله اي كه در جامعه ما رايج است و هر ايراني را كه اونور آب سر در بياورد و موفقيتي كسب كند به او بيهوده افتخار مي كنيم در صورتيكه زپلشك... زهي خيال باطل... اصلا اون طرف خودش را ايراني نمي دانند. قدر ايرانيهائي كه براي سرافرازي كشورمون دارند تلاش مي كنند(چه در داخل و چه در خارج) را بيشتر بدانيم. اينبار مي خوام به خانم انوشه انصاري گير بديم. ايشون را كه بخاطر داريد. اولين فضا نورد به اصطلاح ايراني كه به فضا پرتاب شدند. چرا به اصطلاح ايراني؟! اين نامه كه آقاي سيروس برزو به يك نفر نوشته است را بخونيد تا بدونيد چرا. در ضمن اصل اين متن هم اينجا مي تونيد ببينيد.

و در آخر اينكه : ايرانم ، هميشه زنده باشي.


دوست گرامی
با سلامی گرم.

در سایت دانش فضایی خواندم که « ماهنامه نجوم در ادامه سمینارهای عمومی خود روز پنج‌شنبه ۳۰ شهریور و ۴ روز پس از آغاز سفر انوشه انصاری، سمیناری عمومی با موضوع “سفر نخستین فضانورد ایرانی” در فرهنگسرای هنر (ارسباران ) تهران برگزار می‌کند.»
از خواندن این مطلب تجلیل بی موردی که شما دوستان عزیز به خانم انصاری به خرج می دهند بسیار متاسف شدم. من چند روز قبل در مورد ایشان طی نامه ای به آقای یزدانپناه نوشتم:

« در مورد خانم انصاری می خواهم مقدمه ای بگویم. امکانات من برای اینگونه ملاقات ها از سفارت هم بیشتر است. بطور مثال سال ها پیش، با یک هماهنگی ساده، دوربین تلویزیون ایران را به شهرک فضانوردان بردم و موسابایف بیش از دو ساعت ، زیر و زبر ایستگاه فضایی میر را تشریح کرد ضمن آن که یکی از حساس ترین مرحله های آموزش و تمرین او را فیلمبرداری کردیم. به دلیل روابط خصوصی با دانشمندان و فضانوردان ، در این سال ها من در صحنه هایی حضور داشته ام که در مواردی، هیچ فرد خارجی ناظر آنها نبوده است. با تمام این امکانات نتوانستم ملاقات حضوری با خانم انصاری داشته باشم. آن مقدمه را گفتم که بدانید دلیل این عدم ملاقات، عوامل روسیه نبودند. بلکه برعکس دوستان من در سازمان فضایی روسیه تلاش زیادی کردند تا هر طور شده چنین ملاقاتی صورت بگیرد اما انصاری حاضر نشد. متاسفانه احساس کمبود قهرمان و خود کم بینی بعضی ها را طوری جو گیر کرده که حتی حاضرند مجسمه خواننده لس آنجلسی ( اسمش را به یاد نمی آورم ) که ترانه مبتذلش امروز در جهان معروف شده را در یکی از میدان های تهران نصب کنند! چه رسد به خانم انصاری. دوست گرامی اگر قرار باشد ما به آنانی که بنا بر مصالحی از ایران دور شده اند و زیر پرچم بیگانگان قرار گرفته اند ( نه در حد خیانت بلکه به عنوان تبعه) رو بیاوریم و از آنها تجلیل کنیم، به نظر من باید برای بسیاری از دانشمندانی ارج بگذاریم که امروزه در گوشه گوشه جهان، استوانه های علمی دنیای معاصرند. بزرگ کردن یک میلیونر که تنها ویژگیش برای سفر به فضا پرداخت ۲۰ میلیون دلار است ، حتی اگر با بی انصافی صد ها پژوهشگر و دانشمند داخل ایران را نادیده بگیریم،توهین به فیروز نادری ها ، کاظم امیدوار ها و و و است.

سال ها پیش، آن زمانی که ماهنامه مرز های بیکران فضا را در ایران منتشر می کردم، جوانی در قم مدعی شد مقاله اش درباره نجوم، جایزه ای در خارج از ایران برنده شده . بعد مشخص شد که ادعا جعلی بوده ، جنجال عظیمی بر علیه او بپا شد و بسیاری ( اضافه بر نامه آقای یزدانپناه: از جمله همین ماهنامه نجوم و دوست بزرگوارم جناب آقای حیدر زاده) به او تاختند و باران ناسزا بر او باریدن گرفت. من او را از نزدیک دیده بودم و می دانستم که جوانی است عاشق نجوم و زندگیش در عشق به نجوم خلاصه می شود. سال ها گذشت روزگاری او را در مسکو دیدم که در شرایط بسیار دشوار اما با اراده ای پولادین در رشته اخترشناسی در یکی از دانشکده های دانشگاه دولتی مسکو مشغول به تحصیل است. لیسانس را از اینجا گرفت و اینک در انگلستان این رشته را برای دکترا ادامه می دهد.

آقای یزدان پناه گرامی من برای این جوان بیش از خانم انصاری احترام قائل هستم زیرا او برای آرمانی والا ، در شرایط بسیار دشوار زندگی در خارج از کشور ، تلاش می کند و مطمئن هستم در آینده و زمانی که به ایران بازگردد چتری حمایتی بر سر جوانان با استعداد و ارزشمند ایرانی خواهد بود. خانم انصاری نه تاکنون برای کشور آباء و اجدایش سودی داشته و نه در آینده خواهد داشت چون بر خلاف برخی تبلیغات، او خود را ایرانی نمی داند. او سال هاست که در آمریکا بسر برده و اینک نیز خود را یک آمریکایی می شمارد. برای پی بردن به حقانیت این ادعا ، تصویر او و لوپز آلگریا را مقایسه کنید. بعضی نشریات ( برای ایجاد محبت به او )به دروغ نوشته بودند که او دو پرچم ایران و آمریکا را در بازو دارد. می بینید که این ادعا جعلی است.

لوپز آلگریا (راست) و انوشه انصاری

با تمام احترام به زحمات شما، من تبلیغ برای وی را تبلیغ برای ایران نمی دانم. برای من چه او و چه دنیس تیتو یا شاتلوورث و دیگر میلیونر های شهرت طلب فرقی ندارد. نه این که تصور کنید من با تعصب به او نگاه می کنم. خیر. اتفاقا برعکس، در آغاز من تلاش زیادی کردم تا در جهت اطلاع رسانی درباره او و سفرش هموطنانم را خوشحال کنم. اما بعد از پی بردن به نوع نگاه و تفکرش به این نتیجه رسیدم که این کار ، فریب دادن افکار عمومی و یک قهرمان سازی جعلی است. به همین دلیل علیرغم آن که تهیه گزارش و عکس در مراحل نهایی اقامت وی در مسکو برایم ممکن شد و می توانستم در مصاحبه مطبوعاتی گروه کیهان نوردان سایوز تی.ام.آ-۹ در شهرک فضانوردان شرکت کنم، این کار را نکردم.

دوست گرامی
خوشبختانه کشور ایران ، این مرز پر گهر، مردان بزرگ کم ندارد. به نظر من بیایید آنها را به مردم بشناسانیم. گرچه بنا به دلایلی، بطور فاش و آشکار نمی توان بسیاری از خدمتگزاران به توسعه علم و دانش وطن ما، در زمان حیات و ثمربخشی های مستقیم، مطرح شوند. »

آقای یزدانپناه در پاسخ نامه ای برای من نوشتند که در بخشی از آن اشاره شده بود:
« شنیده ام خانم انصاری از نظر سیاسی به شدت توسط دولت آمریکا تحت فشار است تا در این دوران سخت تصمیم گیری درباره ماجرای اتمی ایران چهره وحشتناکی که از ایران و ایرانیها ترسیم شده، به چهره ای دوست داشتنی و دانش دوست تبدیل نشود تا آمریکا به سادگی قادر به بردن بازی اتمی شود. حتی یکی از دوستان که رابطه ای با اطرافیان خانم انصاری دارد ذکر کرده که ایشان بعد از مصاحبه ای که به علاقه اش درباره ایران اشاره کرده مغضوب شده و قرار شده تمام حرفها و مصاحبه های ایشان قبل از انتشار توسط عوامل دولت آمریکا بازبینی و به قول معروف سانسور شود تا منافع ملی آمریکا در نظر گرفته شود.»


هر چند مقصران اصلي افراد ديگرند اما به خود خانم انصاري انتقادهائي وارد است.

نظر شما در اين رابطه چيه؟

هميشه موفق و سربلندباشيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 0:22  توسط مافیاکش | 

بنام خدا

دوستان سلام 

تصوير زير را يك نيم نگاهي بياندازيد. منظور نقش زننده ي اين تصوير چه بوده است؟

منتظر نظرات شما عزيزان هستيم.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 6:53  توسط مافیاکش | 
بنام خدا

دوستان سلام 

از تاخير چند روزي اين حقير، بنده را عفو كنيد. حقيقت امتحان داشتم در حد تيم ملي. با اينكه خيلي خوندم ولي امتحان را زياد خوب ندادم. پاس شدنمان دست خداست. در اين ماه مبارك ما را از دعاي خيرتان محروم نكنيد.

اما مطلب اين پست هر چند يه كم دير شد ولي ماهي را هر وقت از آب بگيري خيسه!!

مراسم معارفه رئيس جديد قوه قضائيه كه يادتون هست. مناظره دكتر احمدي نژاد با مهندس موسوي را چطور؟

مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام (ره) كه چند روز بعد از اون مناظره ي تاريخي بود را كه حتما يادتون مياد.

اگه يادتونه در مورد تصاوير زير نظر بدهيد و اگه يادتون نيست بازهم نظر بدهيد.


تصوير 1:

تصوير 2:

تصوير 3:

تصوير 4:

اگه گفتيد تو دلشون به هم ديگه چي گفتند؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 5:19  توسط مافیاکش | 

بنام خدا 

دوستان سلام 

مطلب امروز را با يك داستان شروع مي كنم.

روزي روزگاري دو زن ادعاي مادري يك كودك را مي كنند. براي مشخص شدن حقيقت پيش يك قاضي مي روند. آن دو زن هر كدام ادعاي مادري آن كودك را مي كردند و ديگري را متهم به دروغ مي نمودند. در همين حال قاضي به آنها مي گويد كه هر كدام يك دست آن بچه را بگيرند و بكشند هر كدام كه موفق شد آن بچه را بطرف خود بكشد مادر واقعي آن طفل است. آن دو زن شروع به كشيدن دستهاي كودك مي كنند و بچه از شدت درد شروع به گريه كردن مي كند. در همين حال ناگهان يكي از زنان دست بچه را رها مي كند و آن كودك به طرف زن ديگر مي رود و آن زن در حاليكه از خوشحالي مي خنديد مي گفت ديديد من مادر اين كودك هستم و اين زن دروغ مي گفت. در همين حال قاضي فرياد زد دروغگو، اگر تو مادر واقعي اين بچه بودي تحمل درد كشيدن و گريستن فرزندت را نداشتي و او را رها مي كردي.

يك سئوال: 

به نظر شما با توجه به حوادث اخير، اين حزب اسلامي حاميان مردم كه تصوير زير را تبليغ كرده است به چه كسي راي داده است؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 17:58  توسط مافیاکش | 
بنام خدا

دوستان سلام 

يكي از دوستان يه نظر داده بود و يه آدرس اينترنتي گذاشته بود كه فكر كردم جالب است كه براي شما عينا اينجا آورده شود. مي تونيد به اينجا هم مراجعه كنيد. ضمن تشكر از اين دوست عزيزمان توجه شما را به اين مطلب جلب مي كنم. (خواندنش 2 دقيقه بيشتر طول نمي كشد)


"موج قانون" با هدف شکایت از میرحسین موسوی راه‌اندازی شد  

در پی برگزاری دادگاه برخی سران آشوب‌های اخیر، پایگاه مجازی "جنبش مردمی ایران علیه قانون گریزی ـ موج قانون " به طور خودجوش و با هدف شکایت از میرحسین موسوی بر روی خط اینترنت قرار گرفت.  


به گزارش ایرنا، پایگاه مجازی "جنبش مردمی ایران علیه قانون گریزی ـ موج قانون" برای شکایت از میرحسین موسوی نامزد شکست خورده انتخابات دهم ریاست جمهوری راه‌اندازی شد. 
صفحه اصلی، متن شکوائیه، یادداشت روز، اخبار بخش‌های اصلی پایگاه مجازی "جنبش مردمی ایران علیه قانون گریزی ـ موج قانون " را تشکیل داده‌اند برپایه این خبر در بخش شکوائیه این سایت آمده است: 


"بسمه تعالی 
حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه): حفظ نظام اوجب واجبات است. 


متن شکوائیه آحاد مردم از مشوقین به قانون گریزی 
جناب آقای مرتضوی 
دادستان محترم تهران 
سلام علیکم 
با احترام ، اینجانب، از نامزد خاص دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری 
آقای میرحسین موسوی خامنه که به طرق مختلف: 
اعم از حضور فعال ، صدور بیانه ، سخنرانی و ... ، باعث تشویق افراد به اردو کشی خیابانی و نتیجتاً آشوب شورش، تخریب اموال عمومی و خصوصی، مجروح کردن و کشتن هموطنان بی‌گناه، ‌برهم زدن امنیت عمومی خصوصاً مزاحمت‌های دیرهنگام شبانه، افترا و توهین و هتک حرمت اشخاص حقیقی و حقوقی و مسئولین، ‌اخلال در نظم، آسایش و عمومی، ایراد خدشه بر حیثیت نظام در سطح بین‌الملل، ممانعت از کسب و کار مغازه‌داران خیابان‌ها به جهت ایجاد رعب، خوف وحشت و اصرار بر استمرار آن، آتش افروزی، اتلاف اموال عمومی و خصوصی شده‌اند، همچنین از طراحان و فرماندهان پشت صحنه راهپیمایی‌ها و تجمعات و اقدامات غیر قانونی و خشونت آمیز و ضد مردمی که به بهانه‌ی تقلب در انتخابات و تمکین نکردن به قانون ، پس از انتخابات حماسه بزرگ 22 خرداد ، از تاریخ 23/3/1388 لغایت تاریخ امضای این شکایت نامه در سطح وسیع ، گسترده و حجیم به راه انداختند مستندا به مواد 498، 610،609،698،618، 186،187،687،689،203،208،615،675 قانون مجازات اسلامی و سایر قوانین و مقررات مربوط به موضوع ،‌شکایات دارم . خواهشمند است نسبت به تعقیب کیفری متخلفین و قانون شکنان آشوبگر و معرفی آنها و احقاق حقوق از دست رفته‌ی اینجانب ، دستور عاجل صادر فرمایید. " 


گفتنی است فرم ثبت نام شکوائیه در اين آدرس اینترنتی موجود می باشد. 
براساس اخبار دریافتی ایرنا تا زمان ارسال این خبر قریب به 173 هزار شکایت علیه میرحسین موسوی در این پایگاه اینترنتی ثبت شده است.


به كليه دوستاني كه دلسوز نظام مقدس جمهوري اسلامي هستند توصيه مي كنم با مراجعه به اين پايگاه و ثبت نام، در اداي ديون خود به خون پاك شهدا گامي هرچند كوچك، بردارند و پاسدار خون پاك شهدا باشند.


+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 13:50  توسط مافیاکش | 
بنام خدا

دوستان سلام

تمامي اين تصاوير بجز يكي از آنها از سايتها و وبلاگهاي حاميان آقاي موسوي جمع آوري شده است.

اين تصاوير نشان مي دهد كه چگونه مي توان يك ايراني سرشار از اتحاد و انسجام، ايراني پيشرفته و پيشتاز، ايراني سرافراز ، ايراني مطرح و با وجهه در سطح جهان و خاور ميانه و ايراني ... داشته باشيم. البته اينها يك صدم دستورالعمل داشتن چنين ايراني است. بيانيه هاي جناب آقاي مهندس موسوي و .... را هم به اين دستور العمل اضافه كنيد.

فكر مي كنيد اين اقدامات چه تاثير مثبت يا منفي براي مردم و كشور مي تواند داشته باشد؟ (مثلا" پائين آوردن وجههء ايران در جهان و خاورميانه). منتظر نظر شما در اين رابطه هستيم.


تصوير 1:


تصوير 2:


تصوير 3: تصاوير اين حماسه را كه به خاطر داريد؟ اگر بخاطر نداريد به پست شماره 15 مراجعه كنيد.


تصوير4:


تصوير 5:


تصوير 6:

البته به لطف آقاي موسوي و دوستانشان ادامه دارد....

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 12:37  توسط مافیاکش |